شمارهٔ ۸
ای صفات کبریایت برتر از ادراک ماقاصر از کنه کمالت فکرت و ادراک ما
ما چو خاشاکیم در دریای هستی روی پوشموج وحدت کی بساحل افکند خاشاک ما
ما به جولانگاه وحدت غیر شه را ننگریمگر دو عالم را به بندد بخت بر فتراک ما
از وفاداری چو خاک پای اهل دل شدیمقبله اهل وفا شد تا قیامت خاک ما
درد راحت بخش خود بر ما حوالت کن که نیستجز بدردت شادی جان و دل غمناک ما
جز بسوز شمع دیدارت نمیسازد بلیهمچو پروانه دل آشفته بیباک ما
از جراحتها چه راحتها است ما را ایکه هستنیش تو نوش حسین و زهر تو تریاک ما