گنج

شمارهٔ ۷۳

از من خبر به جانب جانان که می‌بردپیغام عندلیب به بستان که می‌برد
یعقوب را دو دیده ز بس گریه تیره گشتآخر خبر به یوسف کنعان که می‌برد
چون آدم از بهشت برون اوفتاده‌امبازم به سوی روضهٔ رضوان که می‌برد
بی‌روی دوست مجلس ما را فروغ نیستپیغام ما بدان مه تابان که می‌برد
از حال ما خبر که تواند بدو رساندنام گدا به حضرت سلطان که می‌برد
گر زان که نامه‌ای بنویسم به خون دلآن را بدان مراد دل و جان که می‌برد
خواهم که جان و دل بفرستم بدو حسینجان و دلم به جانب جانان که می‌برد