گنج

شمارهٔ ۷۲

اهل دل با درد عشق او ز درمان فارغندبا جراحت‌های غم از راحت جان فارغند
با فروغ پرتو نور تجلی جمالروز از خورشید و شب از ماه تابان فارغند
گر جهان از موج طوفان حوادث پر شودآشنایان محیط غم ز طوفان فارغند
کفر زلف ایمان طلعت تن پرستان را بودعاشقان حق پرست از کفر و ایمان فارغند
باده نوشانی که مستند از صبوحی الستتا صباح روز حشر از راح و ریحان فارغند
بی نوایان سر کوی محبت چون حسیناز سریر کیقباد و تاج خاقان فارغند