گنج

شمارهٔ ۶۴

چو اهل دل بطواف تو عزم ره سازندبراق عشق ز میدان جان برون تازند
چو بر بساط نشینند پاکبازانتبضربه ای دو جهان را تمام دربازند
ببوی چون تو گلی بلبلان چو سرمستندبسوی گلشن جنت نظر نیندازند
ملک بغاشیه داری خویش نپسندندچو بر فلک علم عشق تو برافرازند
حذر ز آتش دوزخ نباشد ایشانراکه سال‌هاست که با سوز عشق می‌سازند
ز شاهی دو جهان چون حسین آزادندولی به بندگی درگه تو می‌نازند