شمارهٔ ۲۲۴
ای ز دردت عاشقان خسته درمان یافتهوز جراحتهای تو دل راحت جان یافته
خازن حسن از سویدای دل سودائیاناز برای گنج عشقت کنج ویران یافته
آرزومندان دیدار تو از سیلاب اشگکشتی هستی خود در موج طوفان یافته
وقت دیدارت که آن میقات عید اکبر استتیغ عشق تو ز جان خسته قربان یافته
خضر در ظلمات عمری جست آب زندگیعاشقان از خاک کویت آب حیوان یافته
قاصدان کعبه کوی تو در وادی شوقسندس و استبرق از خار مغیلان یافته
گشته سلطان اقالیم محبت چون حسینهر که از دیوان عشق دوست فرمان یافته