گنج

شمارهٔ ۲۲۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: وشکردهای۹ بیت
ما را چو عهد خویش فراموش کرده‌ایگویا حدیث مدعیان گوش کرده‌ای
بر روی زهره خط غلامی کشیده‌ایچون تار طره زیب بناگوش کرده‌ای
تا قلب عاشقان شکند لشکر غمتمه را ز مشک سوده زره‌پوش کرده‌ای
سجاده‌ها ز دوش فکندند زاهدانزان شیوه‌های خوش که شب دوش کرده‌ای
ای ترک نیم مست که ما را به غمزه‌ایمست و خراب و واله و مدهوش کرده‌ای
جانم فدای جان چنان ساقی‌ای که اواین باده‌ها که از خُم سر نوش کرده‌ای
ما دیگ دل بر آتش سوزان نهاده‌ایمای مدعی بگو تو چرا جوش کرده‌ای
از نامرادی من بیچاره فارغیچون تو مراد خویش در آغوش کرده‌ای
تو طوطی حسین و شکر گفته حبیبشکر چه حاصل است تو خاموش کرده‌ای