شمارهٔ ۲۲
تا بِکِی ناله و فریاد که آن یار کجاستهمه آفاق پر از یار شد اغیار کجاست
آتشِ غیرتِ عشق آمد و اغیار بسوختچشمبازی که نبیند بجز از یار کجاست
سرِّ توحید ز هر ذره عیان میگرددپُرنیازی که بود واقف اسرار کجاست
همه ذراتِ جهان آینهٔ مطلوبندخوردهبینی که بود طالبِ دیدار کجاست
یوسفِ مصریِ ما بر سر بازار آمدای عزیزانِ وفاپیشه خریدار کجاست
عیسیِ خستهدلان میرسد از عالمِ غیبسرِ بیمار که دارد، دلِ بیمار کجاست
هر که بیدار بود دولت بیدار بوددوست در جلوه ولی عاشقِ بیدار کجاست
از شرابِ شبِ دوشینه خُماری دارمساقیا بهر خدا خانهٔ خَمّار کجاست
چند گوئی که مگو سرِّ غمِ عشقِ حسینخودِ منسوخته را طاقتِ گفتار کجاست