گنج

شمارهٔ ۲۳

خلق عالم بجمالت نگرانند ای دوستوز غمت نعره زنان جامه درانند ای دوست
ما بر آنیم که مانند تو منصوری نیستهمه ارباب نظر نیز بر آنند ای دوست
عاقلانی که ملامت ز غم عشق کنندمگر از حسن رخت بیخبرانند ای دوست
زاهدان سرمه ز خاک قدمت گر نزنندظاهر آنست که بس بی بصرانند ای دوست
مخلصانی که نظر بر چو تو منصور کنندنی چو اصحاب هوا کج نظرانند ای دوست
خاک پائی که بجان زینت افسر سازندسرورانی که همه تاج ورانند ای دوست
چون حسین از همه مخلص تر و بیچاره تر استاز چه مخصوص عنایت دگرانند ای دوست