گنج

شمارهٔ ۱۷

ای بر دل شکسته ز درد تو داغ‌هادر سینه‌ام ز آتش عشقت چراغ‌ها
چون هر دلی شده که به داغ تو مبتلاستنگشاید از تفرج گلزار و باغ‌ها
جان‌های ما به داغ جدایی بسوختیباشد که رخت خویش شناسی به داغ‌ها
در ورطه بلای تو دل گمشده است و جانشد سال‌ها که می‌کند از وی سراغ‌ها
شرح شمایل تو حسین ار کند شودز انفاس جان‌فزاش معطر دماغ‌ها