گنج

شمارهٔ ۱۳۳

عزیزان وفاپیشه مبارکباد این منزلکه می‌افزاید از نورش صفای جان اهل دل
بمعنی کعبه جانهاست این منزلگه عالیبرای طوفش از هر سو ببسته قدسیان محمل
ز خاکپای این درگه طلب کن دولت ای عاشقکه هست این آیت رحمت شده بر خاکیان نازل
دلا بیدار شو یکدم که جان عزم سفر داردچه جای خواب این مسکن که همراهست مستعجل
وداع عمر نزدیک و تو خود دوری نه ای آگهرفیقان بار بستند و تو خود بنشسته ای غافل
ترا این خویشتن بینی سبل شد دیده دل رااگر دیدار میخواهی ز دید خویشتن بگسل
مرا در پیش دلداران بود جان باختن آسانولیکن زیستن یکدم بود بی دوستان مشکل
حسین از یار چون دوری چه عیش از عمر میجوئیچو رفت آن حاصل عمرت چه سود از عمر بی‌حاصل