گنج

شمارهٔ ۱۳۲

میبرد قد تو از سرو خرامان رونقپیش روی تو ندارد مه تابان رونق
از می لعل تو یابد دل غمدیده نشاطوز گل روی تو دارد چمن جان رونق
گل بعهد تو نیارد شدن از پرده برونزانکه او را نبود پیش تو چندان رونق
رونق جمله جهان گرچه زمان جویا شدنیست بی روی تو در مجمع خوبان رونق
چه شود مجلس ارباب نظر گر یکشبگیرد از روی تو ای شمع شبستان رونق
عالم از نور مه و مهر چه رونق گیردگیرد از نور رخت دیده من آن رونق
حسن اشعار حسین از صفت تست آریدارد از نعت نبی گفته حسان رونق