شمارهٔ ۶۲
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انخوشست۷ بیت
دلهای مردمان به نشاط جهان خوش استدر دل مرا غمیست، که خاطر به آن خوش است
چون نیست خوشدل از تن زارم سگ درشسگ بهتر از کسی، که به این استخوان خوش است
خوش نیست چشم مردم بیگانه جای یارچون یار من پریست ز مردم نهان خوش است
از درد ناله کردم و درمان من نکردگویا دلش به درد من ناتوان خوش است
سلطان ملک هستی باشد خیال دوستاین سلطنت به کشور ما جاودان خوش است
ناصح، عمارت دل ویران ما مکنبگذار تا خراب شود، کآنچنان خوش است
بر آستان یار هلالی نهاد سراو را سر نیاز بر این آستان خوش است