گنج

شمارهٔ ۴۱۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اچهمیروی۵ بیت
ای که در عاشق‌کشی هر لحظه صد خون می‌کنیآه! اگر عاشق نماند بعد ازین چون می‌کنی؟
گرچه دایم بر اسیران جور می‌کردی ولیپیش ازین هرگز نکردی آنچه اکنون می‌کنی
وعده فرمودی که: سویت بگذرم، تا خیر چیست؟کار خیرست این، چرا نیت دگرگون می‌کنی؟
می‌نمایی عارض چون آفتاب از روی مهرمهر دیگر بر سر مهر من افزون می‌کنی
ای فسونگر، زان پری افسانه خوانی بر سرمعاشق دیوانه را تا چند افسون می‌کنی؟