گنج

شمارهٔ ۴۱۲

ناگاه اگر ز ما سخنی گوش می‌کنییک لحظه ناگذشته، فراموش می‌کنی
گویی به دیگران سخن، اما چو من رسمتا نشنوم حدیث تو، خاموش می‌کنی
یک روز هم به مجلس ما چهره برفروزتا چند باده با دگران نوش می‌کنی؟
دست مرا بگیر، که از پا فتاده‌امبا دیگران چه دست در آغوش می‌کنی؟
گوش رضا به قول هلالی نمی‌نهیگویا حدیث مدعیان گوش می‌کنی