شمارهٔ ۴۰۵
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیه: انی۷ بیت
با تو از اول نبودی آشنایی کاشکی!یا نبودی آخر این داغ جدایی کاشکی!
دور از آن این شوکت شاهی چه کار آید مرا؟دست دادی بر سر کویت گدایی کاشکی!
حالیا، زین بخت بی سامان برآشفتن چه سود؟هم از اول کردمی بخت آزمایی کاشکی!
میروم، گفتی، رقیبا، چند روزی از درشوه! چه نیکو میروی! هرگز نیایی کاشکی!
ای که دل بردی و جان را در بلا بگذاشتیچون ز ما دل برده ای، جان هم ربایی کاشکی!
کار من از بی وفایی های خوبان مشکلستخوبرویان را نبودی بی وفایی کاشکی!
روزگاری شد که در هجرت هلالی بینواستبگذرد این روزگار بی نوایی کاشکی!