گنج

شمارهٔ ۴۰۶

ای گلستان جمالت در کمال خرمیعالم از ناز تو پر شد، نازنین عالمی
خرمن آدم چو بهر دانه ای بر باد شدچون کند با دانه خال تو مسکین آدمی؟
مرده صد ساله را در یک نفس جان میدهیبا تو کی باشد مسیحا را مجال همدمی؟
سینه را گفتم که: بی غم شو، دل غمناک گفت:با غمش جایی که من باشم چه جای بی غمی؟
گر هلالی از درت محروم شد تدبیر چیست؟در حریم آن حرم کس را نباشد محرمی