شمارهٔ ۳۹۶
شب فراق ز صبحم خبر چه میپرسی؟چو روز من سیه است، از سحر چه میپرسی؟
رسید جان به لب، ای یار مهربان، برخیزگذشت کار ز پرسش، دگر چه میپرسی؟
مپرس: کز غم هجران چه بر سر تو رسید؟مرا که نیست سر، از دردسر چه میپرسی؟
ز واقعات ره عشق جمله با خبرمدرین طریق ز من پرس هرچه میپرسی
به کوی دوست، هلالی، ز راه کعبه مپرستو ساکن حرمی، از سفر چه میپرسی؟