شمارهٔ ۳۸۶
بر من، ای شوخ، ستمها کردیبارک الله! که: کرمها کردی
کاشکی! حال من از من پرسیتا بگویم: چه ستمها کردی
من به راهت قدم از سر کردمتو سرم خاک قدمها کردی
ساقیا، وقت تو خوش باد مدام!که به می چاره غمها کردی
گرچه کشتی چو هلالی ما رافارغ از جمله المها کردی