شمارهٔ ۳۱
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: یدیازما۷ بیت
چند نادیده کنی؟ آه! چه دیدی از ما؟نشنوی زاری ما، وه! چه شنیدی از ما؟
آخر، ای آهوی مشکین، چه خطا رفت که توبا همه انس گرفتی و رمیدی از ما؟
حیف باشد که چو گل بر کف هر خار نهیدامنی را، که به صد ناز کشیدی از ما
کام جان راست به بازار غمت صد تلخیکه به یک عشوهٔ شیرین نخریدی از ما
بود مقصود تو آزردن ما، شکر خداکه به مقصود دل خویش رسیدی از ما
اینک این جانِ ستمدیده که میخواست دلتاینک آن دل که به جان میطلبیدی از ما
ما به مهرت، چو هلالی، دل و جان را بستیمتو به شمشیر جفا مهر بریدی از ما