گنج

شمارهٔ ۳۰۷

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ردمن۵ بیت
نظاره کن در آینه خود را، حبیب مناما بشرط آنکه نگردی رقیب من
من از وطن جدا و دل من ز من جداآگاه نیست یار ز حال غریب من
زین سان که درد عشق توام ساخت ناتوانمشکل زیم، اگر تو نباشی طبیب من
تا کی خورم غم و پی تسکین درد خویشگویم بخود که: در ازل این شد نصیب من؟
آزرده شد هلالی و آن گل نگفت هیچ:تا کی جفای خار کشد عندلیب من؟