گنج

شمارهٔ ۲۵۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ونکنم۷ بیت
دل را ز چاک سینه توانم برون کنمغم را ز دل برون نتوان کرد، چون کنم؟
خواهم ز دل برون کنم این درد را ولیدر جان درون شود اگر از دل برون کنم
هر محنت از تو موجب چندین محبتستمحنت زیاده کن، که محبت فزون کنم
دل جانب تو آمد و خون کردمش ز رشکاز من عجب مدار که از رشک خون کنم
از رشک خون غیر، که بر دامنت رسدهر دم ز گریه دامن خود لاله گون کنم
کارم، شبی که بی تو بدیوانگی کشدافسانه تو گویم و خود را فسون کنم
دیوانه شد هلالی و زنجیرش آرزوستگیسوی او کجاست؟ که رفع جنون کنم