گنج

شمارهٔ ۲۵۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اهچونکنم۷ بیت
آهم شنید و رنجه شد آن ماه چون کنم؟دیگر نماند جای نفس، آه چون کنم؟
طفلست و شوخ و بی خبر از درد عاشقیاو را ز حال خویشتن آگاه چون کنم؟
خواهم گهی بخاطر او بگذرم ولیسنگین دلست، در دل او راه چون کنم؟
در پای او بمردم و قدرم نشد بلندیارب، ز دست همت کوتاه چون کنم؟
ای بخت، من کجا و تمنای وصل او؟درویشم و گدا، هوس شاه چون کنم؟
گفتی: چراست پیرهنت چاک همچو گل؟بوی تو داد باد سحرگاه چون کنم؟
گویند: ناله چیست؟ هلالی، خموش باشبا کوه درد و محنت جان‌کاه چون کنم؟