شمارهٔ ۲۰۱
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: رش۶ بیت
آه! از آن ماه مسافر، که نیامد خبرشاو سفر کرده و ما در خطریم از سفرش
رفتم و گریه کنان روز وداعش دیدمای خوش آن روز که باز آید و بینم دگرش
دیر می آید و جان منتظر مقدم اوستمردم از شوق، خدایا، برسان زود ترش
می پرد مرغ هوا جانب او فارغ بالکاش می بود من دلشده را بال و پرش!
گرچه امروز مرا کشت و نیامد بسرمکاش فردا بسر خاک من افتد گذرش!
در فراقت ز هلالی اثری بیش نماندزود باشد که بیایی و نیابی اثرش