گنج

شمارهٔ ۲۰۲

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: نش۶ بیت
آنکه از آب حیات آزرده می گردد تنشکی توان دیدن بروز جنگ غرق آهنش؟
آنکه بر دوشش گرانی می کند جیب قباچون روا دارد کسی بار زره بر گردنش؟
خوش نباشد در قبای آهنین آن سیمتنای خوش آن روزی که بینم در ته پیراهنش!
آن تن پاک از لطافت هست چون آب حیاتغالبا موج همان آبست شکل جوشنش
حیف باشد زخم تیر او بچشم دشمنانچشم زخم دوستان بادا نصیب دشمنش!
نعل بر شکل هلالی پای اسبش بوسه زدکاشکی بودی هلالی نیز نعل توسنش!