شمارهٔ ۱۰۰
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انافتد۶ بیت
چو از داغ فراقت شعله حسرت به جان افتدچنان آهی کشم از دل، که آتش در جهان افتد
سجود آستانت چون میسر نیست میخواهمکه آنجا کشته گردم، تا سرم بر آستان افتد
نماند از سیل اشک من زمین را یک بنا محکمکنون ترسم که نقصان در بنای آسمان افتد
به راهت چند زار و ناتوان افتم، خوش آن روزیکه از چشمت نگاهی جانب این ناتوان افتد
تن زار مرا هر دم رقیب آزرده میسازدچنین باشد، بلی، چون چشم سگ بر استخوان افتد
هلالی آن چنان در عاشقی رسوای عالم شدکه پیش از هر سخن افسانه او در میان افتد