گنج

شمارهٔ ۱۰۱

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: رندارد۵ بیت
آب حیات حسنت گل برگ تر نداردطعم دهان تنگت تنگ شکر ندارد
ای دیده، تیز منگر در روی نازک اوکز غایت لطافت تاب نظر ندارد
در هر گذر که باشی، نتوان گذشتن از توآری، چو جانی و کس از جان گذر ندارد
سگ را بخون آهو رخصت مده، که مسکیناز رشک چشم مستت خون در جگر ندارد
در عشق تو هلالی از ترک سر بسر شددیوانه است و عاشق، پروای سر ندارد