گنج

بخش ۳۰

ز ابتدای حدوث خود انسانتا به هنگام رفتنش ز جهان
حرکات طبیعتش باشدانتقالات فطرتش باشد
شد به هر صورتی که بزم آرالَم یَزل ینتقل الی الاُخرا
به همین بعد رحلت از دنیابه صراط خود است، رَه پیما
گر نماید مساعدت توفیقاِنّهُ خیرُ صاحبٍ و رفیق
کند از هر مقام و منزل نقلتا شود متصل به عالم عقل
این به شرطی که اهل آن باشدجوهرش از مقربان باشد
یا به اهل یمین کند پیوندبه توسط اگر بود خرسند
ور بود مثل طبع شیطانشبخت سازد قرین خذلانش
حشر او را کنند با حشراتعاقبت واجب است جمع شتات
شود آخر، به دیو و دد محشوردر ظلام نشیبگاه غرور
معنی مطلق صراط این استپیش چشمی که پاک و حق بین است
از صراط آنچه مستقیم آیدرهبر جنّت و نعیم آید
سالکش ساکن جنان گرددمورد رحمت و امان گردد
ره توحید، معرفت باشدجاده تنگ معدلت باشد
که توسط میان اضداد استانحراف از توسط، ایجاد است
شرط این ره شناس در هر حالالتزام صوالح اعمال
شرع و ملت، صراط حق باشدسالکش بر سماط حق باشد
چون دم تیغ تیز، باریک استبی چراغ دلیل، تاریک است
دیده راگر خدای نور دهددر ریاضت، دل صبور دهد
می تواند سلوک این ره کردخامه این گفت و قصه کوته کرد