گنج

بخش ۶ - ذکر تلقین ارشادمآب استادی نوٌر الله مضجعه

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۸ بیت
مرا داد روشن روانی سبقکه بادا به روحش تحیّات حق
که ای کودک، اخلاص را پیشه کنمعرّا، دل از نقش اندیشه کن
بدان رسم اخلاص آن حال راکه از خود نپنداری افعال را
توکل بود ترک آز و طلبفرو بستن چشم جان از سبب
نه تجرید، تجرید تن از قباستکه تجرید، تجرید نفس از هواست
بود صوفی آن یار صافی ز عیبکه در دیده اش نیست جز نور عیب
فقیر آن بود در طریق فناکه جز حق نیابد به چیزی غنا
محبت، فنا در بقای حق استکه بی چند و چون، هستی مطلق است
شراب محبت کسی نوش کردکه خود را به کلّی فراموش کرد
بود سفله آن مست وعد و وعیدکه حق را پرستد به بیم و امید
بدان تقوی، آن را که اقران تونگیرند در حشر، دامان تو
جوانمردی آن باشد ای نکته رسکه فردا نگیری تو دامان کس
بود عفو، اغماض جرم عبادکرم آنکه، آن را نیاری به یاد
نشان حسب، ترک ما و منی ستز خود گر نیارد گذشتن، دنی ست
ز آبا نگردد نسب مکتسبکند رفعت نفس، عالی نسب
نگیری زره باف جولاه رانشانها بود مرد این راه را
به گفتن نمی گردد آزاد، رقز دعوی شود مدعی کی محق؟
اساس سلوک سبیل وصالبود صدق اقوال و حسن فعال