گنج

بخش ۲ - در گشایش این نامهٔ نامی و درج گرامی گوید

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۸ بیت
مغنّی نوایی بیا ساز کنجهان را پر از گوهر راز کن
چنان تازه کن داغ دیرینهامکه دوزخ برد آتش از سینه ام
نی استخوانم، دم صور کنچو منقار بلبل پر از شور کن
که بخشم قلم را پرآوازگینهال سخن را دهم تازگی
کشم پردهای معنی بکر رادهم جلوه ای، شاهد فکر را
گه از دیده گویم بَرِ راستانگهی از شنیده کنم داستان
سخن را به سر تاج شاهی نهمزلال خضر در سیاهی نهم
بده ساقی آن جام یاقوت رنگکه چون گل درم خرقهٔ نام و ننگ
بر آتش نهم دلق پندار رابر آرم سر از پیرهن یار را
بیا تا نمانده ست در زیر گلبر آریم دستی به اقبال دل
به راه وفا جانفشانی کنیمبه ملک بقا کامرانی کنیم
سرآریم در خطّ فرمان عشقبریزیم خون را به میدان عشق
سر نافه بگشا حزین، دیر شدتامّل دگر چیست؟ خون شیر شد
بیا بازکن دفتر راز رابگو خامهٔ نکته پرداز را
که آهوی چین عزم جولان کندبسیط زمین عنبر افشان کند
سخن راندن نغز، کار من استسخن در جهان یادگار من است
فروغی که کردم ز دل اقتباسسپردم به انصاف گوهرشناس
بود از دم پاک اهل حضورزکید حسودان ناپاک دور