گنج

شمارهٔ ۳۳۱

دارم گل زخمی به جگر تازه و تر، هایای دل، بزن از سینه صفیری به اثر، های
بر بوم و برم تاخته سیلاب حوادثاز خانه خرابان توام، های هنر، های
آرام وطن گر سفری شد، عجبی نیستما را که چو دل، رفته عزیزی به سفر، های