گنج

شمارهٔ ۳۳۰

نشد از گریهٔ مستانه ساقی، دل کنم خالیمن دریاکش، این پیمانه را مشکل کنم خالی
نوازش از غم جانان، ز من قالب تهی کردنچو صاحب خانه آید، بایدم منزل کنم خالی
حزین از همّت مردانه، دارم شرمساری‌هااگر دریا و کان، در دامن سائل کنم خالی