گنج

شمارهٔ ۹ - در شکایت دوستی گفت

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: امنفرستاد۱۰ بیت
قبول بین که در این سال سعد دولت و دینبه مهر و کین بر من یک غلام نفرستاد
بلند و پست حدیث مرا محل ننهاددروغ و راست به من یک پیام نفرستاد
نهاده گردن و بگشاده لب براق ظفردر این چه دید که زین و لگام نفرستاد
هزار گوهر نو سفته هدیه می کردمیکی دو رشته برای نظام نفرستاد
برای صید چو من بلبل همایون فالحدیث دانه میندیش دام نفرستاد
من آن نیم که شکایت کنم معاذاللهکه سعد رفت و سعادت تمام نفرستاد
چو از عراق فرستاده ایم در باقیچرا به من زرفانی ز شام نفرستاد
من آن نگویم گویم که پر تحیت بادچرا تحیت مسکین بوام نفرستاد
چو کرد حج و زیارت سلیم باشد اگربه سوی آل محمد سلام نفرستاد
حرام باشد می خورد نزد مخمورانکه یک دو جرعه ز باقی جام نفرستاد