شمارهٔ ۷ - درمدح خواجه مخلص الدین گوید
چندان که در دوازده برج است هفت مرغای مخلص کریم ترا بخت یار باد
تا باز روز از شرف اندر حمل بودباز بقات را همه دولت شکار باد
تا ثور برج زهره بلبل طرب بودپیش تو زهره ساز طرب بر کنار باد
گرد میان جوزا چون طوق فاختهاز بهر خدمتت کمری استوار باد
از چنگ و ناخن سرطان و عقاب مرگهمواره جان و جسم حسودت فکار باد
قدر همای سایه خورشید سای توبر اوج شیر بیشه گردون سوار باد
تا هست نسر طایر بر برج سنبلهخصمت چو نسر واقع افتاده خوار باد
تا نقد مهرکان را میزان مقرر استطاوس دولت تو به رنگ بهار باد
ای خصم تو چو عقرب و خفاش روز کورچون ماه شب چراغ رفیعت هزار باد
تاقوس آتشی و بط آبی بود به طبعطبع تو آب رونق و آتش غبار باد
جدیی که هست خانه کیوان بوم شکلگز طالع حسودت گردد نزار باد
ارکان دولت تو که سیمرغ قدرت استچون اختران دلو به کوکب چهار باد
زرهای سور چرخ و در مهاء عفوت آب؟بر بلبلی که چون تو سراید نثار باد