شمارهٔ ۶۵
ای آرزوی دیدهٔ بینا چگونهای؟وی مونس دل (من) تنها چگونهای؟
از ناز و نازکی اگر اینجا نیامدیباری یکی بگوی که آنجا چگونهای
دُرّ است صورتِ تو و دریاست چشمِ منای دُرِّ دورمانده ز دریا، چگونهای؟
دل هدیهٔ تو کردم، آن را نخواستیجان تحفه میفرستمت، این را چگونهای؟
ای نور چشم مهر و گل بوستان حُسنما بیتو در همیم تو، بیما چگونهای؟
از وصل تو که نیست دریغا در آتشمدر هجر من که هست مبادا چگونهای
ما خود جهان گرفتیم از پیش عاشقیدر سلسله، تو ای دل شیدا چگونهای؟