شمارهٔ ۶۱
ای بنسب شهریار وی بحسب پادشاهرأی تو خورشید خلق روی تو ظل اله
صورت جود و کرم قوت خیل و حشمحیلت زر و درم حجت دیهیم و گاه
دولت و دین را یمین ملت خود را امینفخر ملوک زمین سلطان بهرام شاه
بخت چو پیشت دوید مدح ز دولت شنیدفاتحه خواند و دمید بر تو و بر بارگاه
ملک دگر دار امید زانکه بدادت نویدصبح ز تاج سپید شام ز چتر سیاه
یافت ز مدحت مگر سوسن زرین کمریافت ز رویت مگر نرگس زرین کلاه
تا که بود ماه و مهر بادی از اقبال و عمرتخت تو روی سپهر بخت تو پشت و پناه