شمارهٔ ۵۹
ای مرا بیشه دوستداری توهمه امید من بیاری تو
در زمانه همی زنند مثلاز لطیفی و بردباری تو
گر مرا خوار داشتی شایدای همه عز من ز خواری تو
گشتم از غم من سیاه گلیمزردرو از سپید کاری تو
ماه اگر بر فلک سوار شده استبه عجب مانده از سورای تو
من ترا برکشم مرافکنیاین چنین است دوستداری تو
جور کم کن که قهر خواهم کرددشمنان را برای یاری تو