گنج

شمارهٔ ۱۱

ما را به همه عمر سلامی نکند دوستتمکین درودی و پیامی نکند دوست
آید بر ما گه گه از روی ترحمبنشیند و بسیار مقامی نکند دوست
صد عشوه و صد نادره و بذله بگویمدر پیش من آغاز کلامی نکند دوست
من بسته میان خدمت او را و مرا هیچیک روز گرامی چو غلامی نکند دوست
کرده ست مرا بنده و بس در عجبم منکین بنده مسکین را نامی نکند دوست