گنج

شمارهٔ ۱۲

قافیه: نچیست۶ بیت
چه کنم قصه کز آن مایه غم بر تن چیستبا که گویم که از آن سرو روان با من چیست
جهد آتش ز دل آهن و حیران من از آنکحال بی آتش دل آن دل چون آهن چیست
دوست مارا غم عشق آمد و دشمن دل سوختتو چه دانی که از آن دوست برین دشمن چیست
گر نگشتند ز رخسار و لبش خوار و خجلرنگ گل زرد و سرافکندگی سوسن چیست
هرشب از حال دل گمشده پرسم صد بارکای شب تیره از این حال ترا روشن چیست
عشق چون آمد و بگرفت گریبان دلمدر چنین حال مرا برچِدن دامن چیست