شمارهٔ ۱۴
هنگام نام دعوی مردی کند مطرزدر روز نام و ننگ و فتوت کم از زن است
هرجا که فتنه ئیست در اوش منزل استهر جا که سفله ئیست بر اوش مسکن است
گر بغض نقطه ئیست دل اوش دایره ستور خبث جوهریست تن اوش معدن است
سگ نفس و سگ نژاد و سگ افعال و سگ دل استبدفعل و بدنهاد و بداخلاق و بدظن است
از شست طبع تیر هجا می زنم بر اودانی که چیست شعر من امروز سگ زن است