گنج

شمارهٔ ۱۳

مرا قومی حریف هفته بودندکه در سر هر یکی را کبر میریست
درافتادند ناگه با من امروزتعهدشان ز باب ناگزیریست
ز وجه مستی این هفت هشت تندو من می در بن یک ظرف قیریست
در این حالت دراز و پهن گفتنمثال آن عجوز و آن حصیریست
تو ما را پایمردی کن به مستیاگر دانی که وقت دستگیریست