گنج

شمارهٔ ۱۱۱

دوات بودی عمری به پیش هر قلمیبه گاه شاهدی و کودکی و نیکوئی
شدی بزرگ به کار قلم شدی مشغولسرت برند یکی کودک از هنرجوئی
دوات نیستی اکنون قلم شدی زیراکنزار و زرد و بریده سر سخنگوئی