گنج

شمارهٔ ۵

۱۰ بیت
از چه بر دنیا و اهلش اتکا باشد مرا؟نیستم اعمی که حاجت بر عصا باشد مرا
مهربانی را طمع هرگز ندارم از رقیباز گدا، کی انتظار کیمیا باشد مرا؟
با خسان همدم نمی گردم بمانند حبابحیف باشد زندگی صرف هوا باشد مرا
گر همای همت من اوج گیرد نه سپهرزیر پا افتاده ی چون بوریا باشد مرا
سیر گیتی کی توانم کرد بی‌رنج سفرگر نه دل آیینهٔ گیتی‌نما باشد مرا
در مقام دوستی گر جان کسی خواهد ز منتکیه بر او رنگ تسلیم و رضا باشد مرا
می‌دهم رجحان بر آن بی‌دست و پایی را، اگرپای کج‌رفتار و دست بی‌سخا باشد مرا
من که با خلق نکو می‌گردم از اهل بهشتخوی زشتی درخور دوزخ چرا باشد مرا؟
کشتهٔ گرد کدورت شد چراغ خاطرمطالعی همچون چراغ آسیا باشد مرا
فکر (صائب) خاص (گلچین) و (امیر) و (صابر) استحاش لله کاندر این دعوی خطا باشد مرا