گنج

شمارهٔ ۴۶

۱۰ بیت
دیشب، مَهِ من! انجمن آرای که بودی؟خلقی به تو مجنون و، تو لیلای که بودی؟
بر دامن وصلت، مه من! دست که آویخت؟در گلشن عشرت، گل رعنای که بودی؟
هنگام تبسم به دهان تو، که پی بُرد؟ز آن لعل لبت حل معمای که بودی؟
خونا به فشان از بُنِ مژگان که گشتی؟با لشگر حُسن از پی یغمای که بودی؟
سرمست، که را ساختی از بادهٔ عشقتچون نشئه تو در ساغر صهبای که بودی؟
لوح دل من، صورت غیری نپذیرفتای آفت دل! شاهد معنای که بودی؟
با دیدهٔ خود بر رخ خویشت نظری بوددر مردمک دیدهٔ بینای که بودی؟
آگه چو طبیب از دل بیمار که گشتی؟در تسلیت خاطر شیدای که بودی؟
من اشک فشان بودمت از غم، تو نگفتیز آن زلف دوتا سلسلهٔ پای که بودی؟
(صابر)! بُوَد امروز دلت خرم و روشندوش آینه دار رخ زیبای که بودی؟