گنج

شمارهٔ ۲۹

۱۱ بیت
گر دل آیینه رویت را مجسم می‌کندجلوه‌گاهی از صفای دل فراهم می‌کند
وقت آن کس خوش، که اندر پرتو روشندلیروز و شب چون مهر و مه خدمت به عالم می‌کند
خوی بد را آنکه رجحان می‌دهد بر خلق نیکجنت خود را مبدل بر جهنم می‌کند
گریهٔ شب خاطرت خندان کند چون روی صبحباغ را آثار شبنم سبز و خرم می‌کند
ای که سخت از ریزش اشک یتیمان غافلیسیل را باران پی در پی مسلم می‌کند
شاه اگر بیدار باشد، گو رعیت خفه باشگرگ را خواب شبان با گله همدم می‌کند
می‌توان با پافشاری از هجوم خصم کاستسد محکم قدرت سیلاب را کم می‌کند
گر ضعیفی دست یابد بر قوی، نبود شگفتپای همت، مور را غالب به ضِیغَم می‌کند
آفتاب‌آسا قوی شو، ورنه، گر مانی ضعیفچون هلال مه فلک پشت تو را خم می‌کند
زور بازوی تهمتن بایدت در کارزارورنه کی دشمن فرار از نقش رستم می‌کند
مصرعی برجسته (صابر) از (کلیم) آرم که گفت:«زخم ما، خون گریه از بیداد مرهم می‌کند»