شمارهٔ ۲۸
به حکم آنکه نادان همسر دانا نخواهد شدبرابر قطرهٔ ناچیز با دریا نخواهد شد
زمین تا آسمان فرق است بین عارف و عامیکه هرگز ذره خورشید جهان آرا نخواهد شد
نشاید گفت استاد سخن طفل دبستان رامگس، هم بال و هم پرواز با عنقا نخواهد شد
نباید بود هرگز پایبست دعوی بیجاکه مرغ بند بر پا، آسمانپیما نخواهد شد
سخن را صورت ار مشاطهٔ معنی نیارایدعروس طبع موزون، انجمنپیرا نخواهد شد
ندیدم هیچکس عیب کسی را روبرو گویددگر آئینه وش روشندلی پیدا نخواهد شد
اگر اهل دلی، اهل ادب را روی خوش بنماکه بی آئینه نطق طوطیان گویا نخواهد شد
بیفشان دامن از گرد تعلق اندرین صحرادراین ره گرچه یکتن گرد باد آسا نخواهد شد
حدیث حسن لیلی در جهان افسانه شد دیگربه عصر ما کسی مجنون این صحرا نخواهد شد
بگو با مدعی (صابر) که بنشیند به جای خودحریف هر کسی باشد حریف ما نخواهد شد