گنج

شمارهٔ ۲۷

۹ بیت
چون همدم اغیار منافق نتوان بوددور از بر یاران موافق نتوان بود
ز نهار ز دیدار بد اندیش بپرهیززیرا که بر این منظره شایق نتوان بود
جز بر رخ معشوق که آیینهٔ عشق استدل شیفته و مایل عاشق نتوان بود
با سیرت بد، فایده ی صورت خوش چیست؟مانند گل سرخ شقایق نتوان بود
عذرا روشی تا نبرد دین و دل از کسآگه خبر از حالت وامق نتوان بود
از صدق و صفا هیچ نکوتر عملی نیستهر چند زمانی است که صادق نتوان بود
بر خلق خدا ظلم روا می نتوان داشتهم مسلک یک سلسله سارق نتوان بود
آنانکه بسر منزل مقصود رسیدندگفتند که پا بست علایق نتوان بود
از (صابر) دلخسته بگوئید بیارانصامت بنشینید که ناطق نتوان بود