گنج

شمارهٔ ۲۴

۸ بیت
در جهان زاغ اگر دعوی شهباز کندمشت خود را بر مرغان چمن باز کند
ز آنکه شهباز نه تنها هنرش پرواز استورنه هر مرغ توانست که پرواز کند
کار هر بوالهوسی نیست دم از عشق زندساحر اینجا نتوان دعوی اعجاز کند
خواجه شو، بنده حرص و طمع و آز مباشای بسا فتنه که حرص و طمع و آز کند
تا دل از قید تعلق نشد آزاد چو سروخویشتن را نتوانست سرافراز کند
آنکه نادم شود از کردهٔ خویش آخر کارفکر انجام خود آن به که ز آغاز کند
مرغ حقگو چو ز حق گفتن خود گشت خموشجغد، جا در صف مرغان خوش‌آواز کند
(صابر) این آن غزل نغز (غمام) است که گفت«چون نسیم سحری پرده گل باز کند»