گنج

شمارهٔ ۱۴

۸ بیت
هر که آمد در جهان پست و رفترشتهٔ الفت ز ما بگسست و رفت
مرگ صیاد است و، صیدش آدمی استکو که زین صیاد، سالم جست و رفت؟
عمر ما، همچون نسیم صبحگاهآمد و از پا دمی ننشست و رفت
آدمی را، تن طلسم جان بودعاقبت میبایدش بشکست و رفت
وقت آن کس خوش که چون اهل صفااز قیود زندگانی رست و رفت
خرم از سر منزل کثرت گذشتآنکه شد از جام وحدت مست و رفت
هیچکس با خویشتن چیزی نبردهر که بودش هر چه داد از دست و رفت
نظم را عقد گهر بگسسته بودلیکنش (صابر) به هم پیوست و رفت