گنج

شمارهٔ ۹

۹ بیت
برناقه بند محمل ای ساربان خدا راامشب به وادی دل و اصل نما تو ما را
این راه پر خطر را باید به سر دویدنکی ناقه بود و محمل درویش بینوا را
قامت بتا برافراز تا عرشیان بگویندقد قامت القیامه یا ایها السکا را
در علم کوش و حکمت دریاب این دو نعمتکاین دولت و کرامت قارون کند گدایا را
آثار نیکنامی در طی این دو لفظندبا، راستان درستی با کجروان مدارا
ما را، به غیر نسبت نتوان براستی دادبا مشتری نشاید کردن قرین سها را
در سیر کعبه رفتیم شستیم رخ ز زمزمگشتیم با، می و جام هم مروه هم صفا را
اعجاز خامه ام بین اسرار نامه بنگرهر دو عیان نماید و اللیل و الضحا را
آداب آدمیت فضل است و بذل و رحمتبا نغمه دف و چنگ «حاجب » زد این صلا را