گنج

شمارهٔ ۶۴

۹ بیت
تا نسیم صبح، بر جهان وزیددر چمن شکفت نوگل امید
شد غزال عدل در چمن چمانگرگ هار ظلم از، رمه رمید
دست حق برون شد ز آستینپرده های وهم از میان درید
زاغ و راغ هجر شد در آشیانشاهباز وصل ز آشیان پرید
ای منجم ار عالمی ببیننجم شاه عشق بر فلک پدید
رخش عزم تاخت یکه تاز عشقتیغ بی دریغ از میان کشید
هر که اهل بود مرحمت فزودوانکه جهل بود دل از او برید
از سواد شب طره ات عیانوی بیاض صبح در رخت پدید
«حاجب » آنکه شد سرفراز عشقخار خاریش درد و پا خلید